کاخ آرزوهایم

 

کاخ آرزوهایم اگر چه رفیع است
ولی کلنگی است
وقتی از سقفش باران حقیقت چکه می کند
و با هر باد و بورانی از واقعیت
می لرزد،
مثل خانه های رودبار ومنجیل
هراس برمی داردم
که نکند
نتوانم آرزوهایم را هم با خود به گور ببرم!


نوشته رویا صدر -برگرفته از هفته نامه های خاک خورده گل آقا

من و گوشه ای از افتخاراتم!

 چند وقته که مد شده[پرونده بلاگچین ] هر کسي تو وبلاگش مياد و از افتخاراتش مي نويسه. به نظر من هدف از اين کار چيزي نيست جز خود با حال جلوه دادن نزد بقيه! منم براي اينکه از قافله خود با حال جلوه کنندگان عقب نيفتم بدون توجه به اصل ماجراي افتخار نويسي (اصلا" اصل ماجرا يه چيزي ديگه بوده) با کمال خضوع،خشوع و فروتني تنها گوشه و شمه اي از افتخارات بيشمار خودم رو اينجا نوشتم!

1-تير اندازي با تفنگ بادي به سمت پدر بزرگم و زخمي کردن دست وي در 5 سالگي.
2-کسب 20 نمره بيست متوالي در درس ديکته در کلاس دوم و گرفتن يک پاک کن پليکان بزرگ به عنوان جايزه.
3-فرو کردن مداد به سر همکلاسي که تازه کچل کرده بود در سوم دبستان.
4-عضو گروه سرود مدرسه در دوران راهنمايي و کسب مقام دوم استاني و يکبار اجراي سرود براي ناشنوايان بهزيستي!
5-سوزاندن فيلم دوربين عکاسي، هنگام تعويض فيلم به تعداد n بار در نوجواني.
6-يک سال و نيم مسئول کتابخانه مدرسه از کلاس دوم تا سوم راهنمايي.
8-خط خوردن از تيم فوتبال مدرسه در آخرين تمرين قبل از مسابقات ناحيه.
9-کسب رتبه آخر در مسابقات داخلی شنا در استخر هلال در 15 سالگی.
10-پنچر کردن 2چرخ ژيان دبير فيزيک سال دوم دبيرستان (البته طي يک کار گروهي).
11-زير گرفته شدن توسط موتورسيکلت به تعداد دو بار، يک بار 7 سالگي و يکبار 21 سالگي.
12-اخراج از کلاس شيمي سال دوم دبيرستان به علت خواندن روزنامه سر کلاس.
13-رانندگي با سرعت 175 کيلومتر در ساعت( با کولر روشن) در اتوبان قزوين - زنجان و جريمه شده بمبلغ 20 هزار تومان در 21 سالگي
14-دارای مدرک خوش در خوشنویسی با قلم درشت از انجمن خوشنویسان.
15-چاپ 5 نوشته در هفته نامه گل آقا و 3 نوشته در چلچراغ.
16-صحبت کردن به ميزان 10 دقيقه با مهدي امير ژوله.
17-سوزاندن يک کارت اينترنت 50 ساعته شبانه، در 2هفته با برنامه مفيد و کاربردي ياهو مسنجر در تابستان 82
18-مسلط به زبان فارسي و آشنايي به گويش هاي دزفولي، شوشتري و لري در حد درک مطلب!
19-تسلط به زبان انگلیسی در حد کتاب let's GO !
20-يه بار مي خواستم از رضا کيانيان امضا بگيرم بهم نداد.
21-يه بار هم خواستم با پورعرب تو فرودگاه عکس بندازم، گفت چند روزه اصلاح نکردم عکس نمي گيرم.
22-رويت هاشمي رفسنجاني از فاصله چند متري!
23-استفاده از سيستم عامل لينوکس به جاي ويندوز به مدت يک هفته.
24-رد شدن از کنار عمو پورنگ و تحويل نگرفتن وي، زمستان گذشته در دربند!
25-رساندن مصدوم به بيمارستان در 20 سالگي
26-حضور در مراسم عروسي پسر عموم تا ساعت 2بامداد در شبي که فرداش کنکور داشتم و قبول هم شدم!
27-کسب نمره 10 از درس معارف 1 در ترم اول دانشگاه.
28-ارائه کردن يک پروژه طي 3ترم متوالي به يک استاد و کسب نمره 4.5 از 5 در هر سه ترم.(استاد درس علم مواد،شناخت فلزات صنعتي و روش هاي توليد در سه ترم متوالي يکي بود.)
29-تکثير و پخش cd حاوي گزارش کار هاي آماده آزمايشگاه مقامت مصالح،ارتعاشات و ترموديناميک بين دانشجويان نيازمند!
30-شرکت در توطئه براندازي رئيس دانشکده فني دانشگاهمون در سال اول دانشگاه و برکناري نامبرده در سال بعد.
31-تايپ مافوق تصورsms با گوشي هاي نوکيا مدل 3310,6610i,7610,N70  در حين رانندگي.
32-سبقت گرفتن از سمند طرح کنترل نامحسوس ترافيک و جريمه شدن به مبلغ 20 هزار چوق دو هفته پيش.
33- دست تکون دادن براي رضا صادقي در کنسرتي که هفته پيش در اهواز داشت!
و....

پ.ن: خیلی سعی کردم افتخاراتم شبیه بقیه دوستان نشه، خیلی از افتخاراتم رو هم به همین دلیل ننوشتم...